تبلیغات
رفتی...کنارم گذاشتی که تلخم کنی؟؟ هه…!!! شرابی شدم “ناب”.. حالا حسرتم را بکش…

نمی بخشمت...

تو را نمی بخشم نه به خاطر اشک هایی که برایت می ریزم.

نمی بخشم نه به خاطر روزها و شب هایی که از تنهایی لرزیدم و فرو افتادم.

نمی بخشمت نه بخاطر دلی که روزهاست از دلتنگی جان می دهد.

نمی بخشمت نه به خاطر اینکه رهایم کردی و رفتی. 

نمی بخشمت بخاطر همه ی آنچه را که با بی صاحب کردن دلم باعث شدی مثل سرب داغ فرو دهم. 

نمی بخشمت بخاطر اینکه کمی مانده به پایان آن سفر طولانی چنان رهایم کردی که هیچ

همسفری این چنین همراهش را در سیاهی و ظلمت ناکجا آباد رها نمی کرد.

نمی بخشمت بخاطر اینکه ساده از من گذشتی، از کسی که از تو هرگز ساده نگذشت.

نمی بخشمت بخاطر اینکه ترس را اولین بار بعد از رفتنت به من فهماندی چه هولناک بود و هست!

نمی بخشمت، تو چشمه ای از بهشت بر من نمایاندی و کلید و بهشت را با خود بردی و

مرا در برزخی رها کردی که در بلاتکلیفی اش حیرانم.

نمی بخشمت به خاطر اینکه در ظلمت آن شب لعنتی خنده و امید و آرزوهایم را به جهنم فرستادی.

نمی بخشمت به خاطر اینکه رفتنت سرمایی را درونم دمید

که شعله ی فروزان هیچ آتشی قطره ای از یخ اش را ذوب نمی کند. 

نمی بخشمت، تو دوست داشتنم، تمام احساسم را ساده و کوچک پنداشتی.

صدای قلبم که ضجه می زد شنیدی ، نعره سر دادی که صدای قلبم را که التماست می کرد نشنوی. 

نمی بخشمت بخاطر اینکه به شعورم در شناختنت توهین کردی. نمی بخشمت چون مرا معتاد بودنت کرده بودی. 

امروز و حالا دلم از تمام حرف های زیبانمای، بدسیرت بهم می خورد.

از این بدسگالی که برای عشقم رقم زدی بیزارم. از خودم از تو بیزارم. از صدای خودم، از صدای تو در گوشم بیزارم.

از نگاه یخ زده ام که به دنبال چشمان بی روحت دودو می زند.

از دستانم که روزی فکر می کردم که دیگر هرگز فاصله انگشتانش خالی نخواهد ماند،

از دستان تو که دستانم را واحد کرده بود.

چه پاداش گران بهایی در ازای همه ی عمر عشقم پیشکشم کردی، دست دلت درد نکند.


63506307408711903698.gif




[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ بهار جوون ]

...



آنقدر خـــسته ام
که حاضرم
ســـرم را روی تکه سنگی
بگذارم و بخوابم
اما . . .
به دیوار وجودت
که بارهــا بر سرم آوار شد
تکیه ندهم . . !




tike (1)


[ شنبه 17 تیر 1396 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

بخشیدمش...

انسان به دنیا آمده تا گناه کند ، اشتباه کند و خطا کند... و بعد از آن احساس پشیمانی کند ... وسعی کند دیگر اشتباه گذشته را نکند...

و از همین راه روح خود را بسازد ...

امروز صبح اسمت را روی کاغذ نوشتم...

یک ساعت به تو فکر کردم و تصویرتو در ذهنم مجسم کردم...

بعد از یک ساعت تفکر به رنج هایی که به من چشاندی و اشک هایی که تنها دلیل ریختنش تو بودی... ،

جلوی اسمت نوشتم :

بخشیدمت... !


Image result for ‫عکس دخترشاد‬‎


[ یکشنبه 8 اسفند 1395 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

وفادار باش...

بودنت را میخواهم ، این که باشی ، اینکه همیشه مال خودم باشی ،
نه اینکه رهگذری باشی و مدتی در قلبم باشی مرا به خودت وابسته کنی
 و بعد مثل یک بازیچه کهنه رهایم کنی
گفتم که قلبم مال تو است ، نگفتم که هر کاری دوست داری با آن کن!
گفتم تو مال منی ، نه اینکه همزمان با هر غریبه ای که دوست داری باش…
گفتم با وفا باش ، نه اینکه در این دو روز دنیا ، تنها یک روزش را در کنارم باش!
نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، بیا و از آب چشمه دلتنگی هایم بنوش
تا بفهمی چه حالی ام ، تا بفهمی خیره به چه راهی ام …
دائم نگاهم به آمدن تو است ، اینکه مال من باشی و خیالم راحت ،
اینکه همیشه خورشید عشق در قلبمان بتابد
نمیخواهم در حسرت داشتنت بمانم ، نمیخواهم آرزوی دست نیافتنی زندگی ام شوی ،
 غرورت را زیر پا بگذار  تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم ، با من باش تا من تا ابد مال تو باشم ،
 وفادار باش تا آنقدر بمانم تا بفهمی عشق چیست!
نمیخواهم کسی باشم که لحظه ای به زندگی ات می آید و بعد فراموش میشود،
 نمیخواهم کسی باشم که گهگاهی یادش میکنی ، گهگاهی به عکسهایش نگاه میکنی ،
گهگاهی به حرفهایش فکر میکنی تا روزی که حتی اسم او را نیز دیگر به یاد نمی آوری
نمیخواهم امروز عشق تو باشم و فردا هیچ جایی در قلبت نداشته باشم….




[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

نگو منو نمیخواهی الان وقتش نیس...

نگو مرا نمیخواهی ، من که میخواهمت ، من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم
نگو مرا نمیخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا نخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی
حالا دیگر کار از کار گذشته ، دلم بدجور به تو دلبسته ، نا امیدش نکن ، دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن
،دیگر بس است ، از حالا با ما مدارا کن….
نگو مرا نمیخواهی ، تویی که از آغاز گفتی تا ابد مرا میخواهی ، در کنارم میمانی و هیچگاه شعر تلخ رفتن را نمیخوانی
حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی؟
قید همه کس را زدم به خاطرت ، من که اینجا ندارمت ، اینجا نمیبینمت، نیستی انگار دیگر در کنار دلم ، کجایی ؟
فریاد نمیخواهم ، سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت
نگو مرا نمیخواهی ، نگو که دلم میلرزد ، باران در پشت پنجره چشمانم میزند، هیچکس جز تو نمیتواند به من آرامش دهد ،
نگو مرا نمیخواهی که میمیرم ، نگو ، نمیخواهم بشنوم که بی تو باید دستهای غم را بگیرم
نگو مرا نمیخواهی ، که اگر نخواهی من نیز دنیا را نمیخواهم ، اگر مرا نخواهی همه دنیا را زیر پا میگذارم و دیوانه میشوم  ….
حالا بیا و ببین دل عاشقم را ، نگو مرا نمیخواهی ، تو خوب میشناسی این دل دیوانه ام را….
که اگر دیوانه شد ، دنیا را بهم میریزد….حالا بیا و آرامش کن ، به عشق و محبتهایت گرفتارش کن…




[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

دلم فقط مال اونه که بود...

امروز اگر نیایی دیر میشود، سایه من از ردپای آشنای تو بر روی دلم دور میشود
وهمچنان دورتر میشود تا به آغاز فراموشی یکدیگربرسیم
و این یک آه حسرت است و این آخرین فرصت است
و اینجاست که حتی اگر در آینه بنگریم ، تصویر رخ خودمان را هم نخواهیم دید
و ما جزو آرزوهای محال میشویم و حسرت امیدهای ما را خاکستر میکند
منی که شب نشینم چگونه با خورشید باشم ؟
من حتی با ستاره ها نیز همنشین نبوده ام!
حالا تو در انتظار طلوع رویاهای خودت نشسته ای و من در انتظار اینم که
رویاهای دیروز، با دلم همراه شوند!
وقتی خیسی سرزمین چشمانم همیشگیست آمدن باران دگر آن شور را ندارد
این مرام بی مرامی ات، این وفای بی وفایی ات ، این محبت نامهربانی هایت
در حق دلم مرا مثل آتش رو به خاموشی کرده است
خیلی وقت است در دریای بی انتهای غمهایت غرق شده ام
اما تو ای شناگر ماهر مرا در حال غرق شدن هم ندیدی
چه برسد به شنیدن فریادم در زیر آب




[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 01:17 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

دلم گرفته...

دلم سخت گرفته است...

با چشمایی بارانی و دلی پر غم...

خدایا کی تمام میشود روزهای غم انگیز دفتر عمرم؟؟

دیگر طاقت اینهمه غم را ندارم... 

من چه کنم با حجم غریبانه های دلم؟؟ 

من چه کنم با دلم که در خون میغلتد؟؟

  منم و دل پرخونم



[ شنبه 14 فروردین 1395 ] [ 03:31 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

با ما همراه باشییید...

هرروز یه روز تازه
درس بگیر
هدف تعیین کن
تلاش کن
در حال زندگی کن

با کانال انگیزشی ما همراه باشید

https://telegram.me/zendgiiziba


[ جمعه 18 دی 1394 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

نمی بخشمت هیچ وقت...

نمی بخشمت اما فراموشت میکنم

همیشه به همین سادگی از ادمای بی ارزش میگذرم!




[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ بهار جوون ]

دلم بدجور گرفته خدااااااااااا...

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی

نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی

به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی

نمی بخشمت به خاطر زخمی

که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی


نمی بخشمت اما فراموشت میکنم

همیشه به همین سادگی از ادمای بی ارزش میگذرم!



[ چهارشنبه 22 مهر 1394 ] [ 08:25 ق.ظ ] [ بهار جوون ]

هفت قانون منطقی‌...

“هفت قانون منطقی‌”
۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند
۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی‌ ندارد
۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی‌ فرصت دهید
۴. کسی‌ دلیل و مسئول خوشبختی شما نیست؛ خودتان مسئولید
۵. زندگی‌ خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی‌ آنها برای چه و چگونه است
۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی‌ چیز‌ها را ندانیم
۷. لبخند بزنید؛ شما مسئول حل تمام مشکلات دنیا نیستید…




[ جمعه 3 مهر 1394 ] [ 04:20 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

لذت بردن از مسیر...

یک عمر باید بگذرد

تا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردی

نه خوردنی بود نه پوشیدنی،فقط دور ریختنی بود…!

و چقدر دیر می فهمیم که

زنــدگـی همین روزهاییست که

منتظـر گذشتنش هستیم …!

 همیشه بیاد داشته باشیم و فراموش نکنیم.

“مقصد”، همیشه جایى در “انتهاى مسیر” نیست!

“مقصد” لذت بردن از قدمهاییست، که برمى داریم!




[ دوشنبه 30 شهریور 1394 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

خداحافظ...

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم همانی

که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت من همانی ام

که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و

می گوید من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی

همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند

همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شودهمانی که بعضی وقت ها

پشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم

خود خواه حالا یادت آمد من کی هستم خدایا هر چند دلم را شکستند . .

.اما . . می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم و

آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم...

خدایا؟؟؟حواست بهم هست؟؟؟مواظبم باش.

خدایا من همانم فرقی نکردم دارم میرم؛میرم از دنیای مجازی×_×دنیایی که جز به عنوان سرگرمی بهش نگاه نکردم.

خدایا میگن بیت المال و نمیبخشی پس اگه بیت المالی و اینجا ضایع کردم از

دلش دربیار. میگن دل شکستن تاوان داره خودت بارها گفتی فرار نکن بایست و باهاش مقابله کن.

نمیخوام فرار کنم ولی کم آوردم همیشه گفتی عقلتو به دلت ترجیح بده

ولی من به خودم اطمینان ندارم یه وقت دیدی دل و زدم به دریا و عقل و گذاشتم کنار!

خدا من همونم همونی که کلی باهات قول و قرار داره...!همونی که زندگیشی همونی که فقط به خودت میگه دوستت داره.

♥دوســــــتت دارمــــــ خــــــــــــــــــــــــــــــدا♥شکرت

دارم میرم خوبی بدی دیدید حلال کنید.

امضاء:یه دیوونه(^_^)

↯ متنفــــرم از خاطراتـــــے کـه …⇙
⇘ وقتــے یادشـون میوفتــم
باخـودم میگـم …⇙
وااا ے … مـن چقـدر【اَحمَــــــق】 بــودم ↯

☜ کرکره پایین...√! تا اطلاع ثانوی زندگیم ♣ تعطیل است →↓؛← حوصله

هیچکس رو ندارم ♪♪ حتی خودم!!!♦√√√☞☞

❉ یه دلِ پـــُـــــــر ❉

❂ یه شیشه الْکـــُـــــــل ❂

▒✁ خــــُــــــداحافِظ دَرکــُـل ✁▒




[ شنبه 14 شهریور 1394 ] [ 08:37 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

سلامی دوباره...

سلام به دوستان عزیزم

عشق از آن مردان شجاع است
برای ترسوها مادرانشان زن میگیرند.
دم همه شجاع ها با معررفتا گرررررررم

عکس عاشقانه


[ یکشنبه 4 مرداد 1394 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ بهار جوون ]

خنده داره...

همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من ; ماندن ما….!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….

[​IMG]


[ سه شنبه 19 خرداد 1394 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ بهار جوون ]